بررسی همه جانبه فسخ نکاح_ بطلان نکاح و تفاوتشان با طلاق و آثار هر یک

فهرست مطالب

 

در یک نگاه کلی به جرأت می توان گفت کمتر کسی با موضوع فسخ نکاح و بطلان آن آشنایی دارد و شاید تصور غالب افراد این است که طلاق تنها راه خاتمه رابطه زناشویی در اینجا ما قصد داریم به دو موضوع فوق و تفاوت آن با طلاق آثار آنها بپردازیم

البته در این مقاله نیز همچون گذشته تلاش می‌کنیم تا با قلمی ساده و روان و در عین حال کامل به این موضوعات بپردازیم خوب دوست عزیز پس از ابتدای مبحث را با تعریف نکاح و اقسام آن آغاز می‌کنیم چرا که موضوع فسخ و بطلان نکاح هم در کاه دائم و حماقت ممکن است مطرح شود.
نکاح دو دسته است

:
دائم و موقت

در قانون مدنی اصل بر نکاح دائم است و نکاح موقت به صورت فرعی پذیرفته شده است.
نکاح دائم: پیوندی همیشگی بین زن و مرد ایجاد می کند و طلاق فقط در این مورد محقق می شود
نکاح موقت: که برای مدت معین بین زن و مرد پیوند زناشویی ایجاد می‌کند و با بذل (بخشش) مدت یا انقضاء مدت تعیین شده و می‌شود

تفاوت اصلی این دو این است که در نکاح موقت حتماً باید مدت و مهریه قید شود و در غیر این صورت عقد باطل خواهد بود اما در نکاح دائمی تنها مدت قید نمی شود بلکه حتی می توان بدون تعیین مهریه هم عقد را جاری کرد
* از نظر آثار حقوقی هم هر دو یکسان هستند فقط در مورد نفقه و ارز متفاوت هستند به این ترتیب که در نکاح موقت برخلاف نکاح دائم نفقه با مرد نیست مگر آنکه شرط شود و همچنین در نکاح موقت علی‌رغم دائم از هم ارث نمی‌برند و رابطه توافقات بین زوجین برقرار نخواهد بود
حال بپردازیم به اصل ماجرا

در ابتدای بحث و قبل از هر چیز تاکید می کنند به جهت حفظ حرمت خانواده قانونگذار در شرایط خاص و در موارد معدودی ممکن است حکم به بطلان یا فسخ نکاح دهد چون فرض بر این است که عقد نکاح درست واقع شده و زوجین باید به آن پایبند باشند

بطلان نکاح به دلیل وجود شرط مخالف با ذات عقد اتفاق می‌افتد به طور مثال در ازدواج که رابطه زناشویی عملی حلال است و یکی از اهداف ازدواج شمرده می شود طرفین توافق کنند که هیچ گونه رابطه جنسی نداشته باشند! این شرط و توافق با طبیعت ازدواج  مخالف است

گاهی نیز بطلان نکاح اعم از دائم یا موقت به جهت مسائلی است که مخالف بشر و اسلام و قانون است برای درک ساده تر این موضوع به برخی از این موارد به صورت فهرست وار اشاره می کنیم:
۱  نکاح با محارم
۲ نکاح با خواهر زن
۳ نکاح با زن شوهردار یا هر زنی که در عده طلاق یا وفات است با علم به عده و حرمت طلاق
۴ نکاح بدون اجازه زوجه با دختر خواهر زن یا دختر برادر زن که برخی آن را غیر نافذ می دانند
۵ نکاح با زن سابق که مرد به خاطر لعان از او جدا شده است
۶نکاح در حال احرام
۷ نکاح با زنی که قبلا با دختر یا مادر آن نزدیکی به شبهه  یا زنا شده است
۸ نکاح با مادر خواهر یا دختر پسری که، با عمل شنیع صورت گرفته
۹ نکاح دائم مرد مسلمان با زن غیر مسلمان غیر اهل کتاب و همچنین نگاه مرد غیر مسلمان با زن مسلمان
۱۰ نکاح با زنی که شوهر دارد یا در زمان عده رجعیه با او زنا صورت گرفته
۱۱ نکاح با زنی که سه دفعه متوالی زوجه او بوده و طلاق گرفتند و مگر محلل آن را حلال کند
۱۲ نگاه همسر سابق ای که به شش طلاق  که حکم ۶تای آن عدیست مطلقه شده باشد
۱۳ تعلیق در عقد نکاح موقت اگر مدت و مهریه تعیین شود
۱۴  عدم توالی بین ایجاب و قبول در عقد نکاح
۱۵ معلوم نبودن زن و شوهر برای یکدیگر طوری که شبهه ایجاد کند
۱۶ نکاح با زن مجبور و اکراه شده درصورتیکه عقد را تنفیذ نکند
اثر و نتیجه بطلان نکاح:
در این صورت عقد نکاح از ابتدا باطل شده در نظر گرفته می شود و به عبارتی مثل این است که از ابتدا اصلاً عقدی واقع نشده است پس مسائلی مثل مهریه نفقه ارث و غیره قابل طرح و پیگیری نیست مگر در موارد خاص که قانون‌گذار تعیین نموده است مثل اینکه زن و مرد ثابت کنند که به باطل بودن نکاح جاهل بودند
بسیار خوب با هم بپردازیم به مبحث بعدی یعنی فسخ نکاح:
تفاوت اصلی آن با بطلان این است که در فسخ نکاح  از لحظه فسخ عقد پایان یابد از کلیه آثار عقد تا قبل از فصل منظور مهریه نفقه حضانت ارث و غیره برقرار خواهد بود که این موارد هم به صورت محدود در قانون پیش‌بینی شده مجدداً تأکید می‌کنند دوست عزیز اثبات  شرایط بطلان یا فسخ نکاح کمی دشوار است و علت آن هم این است که محاکم به دلیل حفظ کیان خانواده و حرمت آن به سختی نسبت به آن رنگ می دهند و البته باید پذیرفت که این تدبیر کاملا به جا بوده است چرا که هر رای صادره در این زمینه ممکن است تبعات خاصی برای زوجین و حتی فرزندان آنها به همراه داشته باشد

مواردی که موجب فصل نکاح می شود به دو دسته تقسیم می شوند:

۱.عیوب ۲.تدلیس

عیوب در سه حالت بررسی می شود:

عیوبی که اگر مرد داشته باشد موجب فسخ نکاح می شود(عیوب اختصاصی مرد )در ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی و ماده و عبارتند از:

1-خصاء: کوبیده بودن بیضه های مرد و اگر قبل از عقد بوده و زن از آن بی اطلاع بوده باشد حتی اگر مانع زناشویی نباشد میتواند نکاح را فسخ کند

2-مقطوع بودن آلت مرد:که در این مورد کمی اختلاف نظر وجود دارد در فقها با استناد به قاعده لاضرر (هیچ کس نمیتواند اعمال حق خود را وسیله ضررشان دیگری قرار دهد ) آن را موجب فسخ نکاح می دانند

3-عنن: یعنی چون مرد توانایی نعوظ نداردو حتی یک بار نتواند رابطه زناشویی برقرار کند که اگر زن بی‌اطلاع باشد می تواند فسخ نکاح کند

عیوبی که اگر در زن باشد موجب فسخ نکاح میشود( عیوب اختصاصی زن): در ماده 1123 قانون مدنی آمده و عبارتند از:

1 قرن: اگر استخوانی در آلت تناسلی زن باشد که مانع زناشویی شود.

2 جذام:بیماری مسری پوستی که گوشت بدن به خاطر می‌ریزد.

3 پیسی(برص): یعنی سفیدی بر قسمت های بدن غلبه پیدا می کند در این مورد هم اگر از قبل عقد باشد و مرداز آن بی اطلاع باشد موجب فسخ نکاح میشود.

4افضاء: یعنی مخرج بول (ادرار) و حیض زن به دلیل پارگی یکی شود که اگر در زمان عقد بوده و مرد از آن بی اطلاع باشد می تواند فسخ کند.

5زمین گیری

6 نابینایی از دو چشم

البته با توجه به پیشرفت علم پزشکی هرکجا که امکان درمان عیوب ذکر شده وجود داشته باشد دیگر نمی‌توان به استناد آنها نکاح را فسخ کرد
تنها عیبی که مشترک میان زن و مرد از جنون می باشد و اگر چنانچه این عیب زمان عقد وجود داشته باشد برای هر یک امکان فسخ به وجود می‌آورد اما اگر جنون بعد ازعقد به وجود آید زن امکان فسخ نکاح را دارد اما مرد ندارد علت آن هم به طور مختصر این است که اگر زن در زندگی دچار جنون شود مرد می تواند هزینه درمان او را بدهد و اگر هم خوب نشد یا درمان نشود او را طلاق دهد یا دوباره ازدواج کند اما اگر مرد در زندگی دچار جنون شود زن شدیداً به سختی خواهد افتاد چراکه هم شوهرش دیگر امکان پرداخت نفقه ایران دارد و هم هزینه‌های درمان گفته می‌شود و مردی که دچار جنون شده هم به علت عدم اهلیت خود نمی تواند همسرش را طلاق دهد و باید قیم او اقدام کند که خود داستان دیگری است.
تدلیس در نکاح:

از نظر لغوی یعنی فریب و حیله و مربوط به زمانی است که دختر یا پسر نقص خود را( موضوع مهمی که در عقد شرط شده یا عقد بر اساس آن واقع شده )از دیگری پنهان کند یا با اعمال فریبنده و عمداً خود را دارای ویژگی‌های معرفی کند که در حقیقت فاقد آنهاست مثلاً دختر خود را دوشیزه معرفی کند حال آنکه این گونه نباشد یا مرد خود را ثروتمند و تحصیلکرده معرفی کند و واقعیت اینگونه نباشد، این اختیار( خیار) هم فوری است به این معنا که از لحظه‌ای که متوجه فریب می شود باید سریعاً نسبت به آن اقدام کند و اگر چنین نکند حق فسخ و از بین خواهد رفت.
حال به چند نکته در مورد تدلیس و مصادیق آن بپردازیم

تدلیس در حقیقت شامل صفات و موضوعاتی است که اگر طرف از آن بی خبر با خبر بود از ازدواج منصرف شد که گاهی استفاده در زمان بین طرفین مطرح می‌شود.
مثل اینکه فرد به دروغ خود را دکتر معرفی کند

و گاهی همه بر مبنای آن و به فرض آن انجام گرفته مثلاً زمانی که صحبت از بیماری خاصی در فرد می شود این طور تصور می شود که سالم است و اگر جز این باشد تدلیس صورت گرفته است.

البته یک نکته ظریف و مهم: گاهی فریب  ازسوی طرفین ازدواج اتفاق می افتد و گاهی بدون اطلاع آنها از جانب ثالثی احتمالاً این سوال برایتان مطرح شده که در اینجا تکلیف چه خواهد بود
در این صورت ثالث که موجب ضرر و فریب دیگری شده مسئول است مثلا اگر در نتیجه ازدواج ثالثی در آن تدریس داشته و منجر به فسخ نکاح شده اگر مرد مهریه را پرداخته باشد می‌تواند از باب جبران خسارت و مسئولیت مدنی از ثالث مطالبه کند
صادقانه باید گفت اثبات مصادیق تدلیس هم در دادگاه کار پیچیده ای است و حتماً باید وکیل کارآمد و متخصص در مورد آن اقدام نماید چرا که معمولاً توافقات طرفین به صورت شفاهی و خصوصی عنوان شده پس   نه می توان به مدرک مکتوبی استناد کرد نه شهادت شهود ،به همین جهت ارائه مدرک محکمه پسند  کمی دشوار می باشد.
پیشنهاد جدی ما برای شما دوست عزیز این است که برای جلوگیری از هرگونه فریبی در امر مقدس ازدواج اولا صداقت را سرلوحه خود قرار دهید و هر آنچه هست با طرف مقابل به رسم اخلاق در میان بگذارید و هم توافقات خود را و هر آنچه برایتان اهمیت دارد به صورت مکتوب یا حداقل در حضور شاهدان به ثبت برسانید.

امیدواریم با رعایت این نکات زمینه سوء استفاده و دروغ در امرمقدس ازدواج کم می‌شود و کمتر شاهد فروشی خانواده‌ها باشد.

 

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

موسسه حقوقی یسناوکیل

تماس و دریافت مشاوره

تماس با شعبه مرکزی

تماس با شعبه مشهد