معرفی شروط اصلی ضمن عقد

 

زمانی که تصمیم به بررسی و شرح شروط ضمن عقد گرفتم یک سوال کلیدی و جدی ذهن من را درگیر خود کرد و هنوز موفق نشدم برای این سوال جواب قانع کننده ای پیدا کنم به همین جهت گمان می‌کنم بهتر است این موضوع را با طرح همین دغدغه فکری شروع کنم :اینکه چرا وقتی هر یک از ما قصد معامله مالی مثل خرید ماشین ملک و غیره را داریم چندین بار قرارداد را بالا پایین می کنیم و با هر کس که بتوانیم مشورت می‌کنیم اما زمانی که پایه ازدواج به عنوان مهمترین توافق زندگی به میان می‌آید خود را بی نیاز از مشاوره می دانیم!

درست است که ازدواج یک موضوع شخصی است و هر کس در این انتخابات آزاد است اما در همه جای دنیا از جمله ایران برای آن نیز اصول و قواعدی در نظر گرفته شده است که به برخی از این اصول در مقالات دیگر اشاره کردیم، نکته تامل برانگیز این است که چرا در کنار تمام هزینه های سنگین مراسم و تشریفات عروسی تنها هزینه مشاوره حقوقی برای آگاهی از تمام مسائل قانونی مربوط به عقد نکاح و ازدواج هزینه غیرضروری و گزاف دیده می‌شود و در مواردی دیده شده که افراد اهل علم و کسانی که در حوزه تخصصی خود مطالعات فراوانی داشتند .

یک بار به طور کامل قباله ازدواج خود را مطالعه نکردند و هنگامی که دچار مشکل می‌شوند تازه به توافقات و شروطی که به عهده گرفتند پی می‌برند و جالب اینجاست که درچنین لحظاتی از وکیل مشاوره خود انتظار معجزه دارند! اما مگر می‌شود امضایی که در سند رسمی و پایه توافقی آمده را به سادگی نادیده انگاری یا حذف کرد؟! پس بهتر نیست قبل از اینکه دچار مسئله شویم با فردی متخصص مشورت داشته باشیم؟ به همین دلیل از تو  دوست عزیز که ازدواج کرده اید دعوت می کنم .

تا پایان این مطلب با من همراه باشید و حتما بعد از آن سری به قباله خود بیندازید و ببینید کدام یک از شروط را تقبل نموده اید و هم موکدا و بااصراراز تو دوست عزیز که هنوز ازدواج نکرده ای دعوت به همراهی می کنم چراکه اعتقاد ما بر این است زندگی آرام و خوشبختی و سعادت حق تمام افراد است و شاید یکی از فاکتورهای تاثیرگذار این باشد که در تمامی مسائل تا حد امکان طرفی صحبت  نموده و به توافق برسند پس لطفاً اهمیت موضوع را جدی بگیرید و بدانید هر یک از کلماتی که در توافق شما با طرف مقابل قید می‌شود دارای بار حقوقی و مسئولیت جدی است و قرار نیست فکر کنیم همیشه مشکلات برای دیگران صورت امکان ندارد ما با چنین مسائلی مواجه شویم! از تو متشکرم که تا بدین جا به حرفهای از دل برآمده من گوش دادی….. پردازیم به بررسی اصل موضوع یعنی شروط ضمن عقد.

از آنجا که در قانون اختیارات مطلق و متعددی برای مردم در نظر گرفته شده است و از نظر قانون برای انجام بسیاری از امور خود به رضایت و اجازه مرد نیاز داشت که خود این مسئله بستر و زمینه ای برای سوء استفاده برخی مردان از دید اختیارات و محروم ماندن برخی از حقوق طبیعی خود حق تحصیل و غیره را به همراه دارد  به همین دلیل قانونگذار از حدود سال ۶۳ این امکان را فراهم آورد که برای حفظ تعادل میان حقوق زن و مرد شروع مهم و رایج در ازدواج به صورت چاپی در قبال های ازدواج ثبت شود.

با توجه به اینکه قواله یک سند رسمی است بار حقوقی خاص خود را دارد و توافقات زنان نیز مورد توجه قانون قرار می‌گیرد اگر سردفتر ازدواج موظف است این شروط را کامل برای زوجین خوانده و به آنها تفویض نماید ولی در عمل و حتماً در مراسمات دیده اید که به دلایل گوناگون این روال اجرا نمی شود پس در حقیقت روز عقد فرصت مناسبی نیست تا طرفین بخواهند در لحظه به بررسی توافقات بپردازند و پیشنهاد ما این است که قبل از عقد و با کسب اطلاع از قوانین نسبت به هر یک از شروط ۱۲ گانه چاپی در قبال های ازدواج آگاهی پیدا کنید کتاب بررسی شروط چاپی دوازده گانه می پردازیم و بعد از آن در مورد سایر شروطی که ممکن است مورد توافق طرفین قرار بگیرد توضیحات لازم را ارائه خواهیم کرد
شروط ۱۲ گانه چاپی عبارتنداز:
1- استنکاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت ۶ ماه به هر عنوان و عدم الزام به پرداخت نفقه و همچنین در مواردی که اجبار شوهر ممکن نباشد
2- سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوج غیرقابل تحمل کند
3- ابتلای زوج به ابراز صعب العلاج به نحوی که دوام زناشویی برای زوج مخاطره آمیز باشد
 4-جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعی نباشد
5-عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوجه به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد
6-محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به قطعی سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعا منتهی و منجر به پنج سال بازداشت یا بیشتر شود و به مجازات در حال اجرا باشد
 7-ابتدایی زوج به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه بر اساس زندگی خانوادگی خللی وارد آورد و ادامه زندگی برای زوج دشوار باشد
 8-زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند و( تشخیص ترک زندگی خانوادگی و عذر موجه یا غیر موجه بودن با دادگاه است) یا اینکه زوج شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند
9-محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب به جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی شان زن باشد ( تشخیص که مجازات مغایر با حیثیت و شغل خانوادگی است با توجه به وضعیت و موقعیت زن و بازی دیگر توسط دادگاه صورت میگیرد)
10-در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف شش ماه پس از مراجعه زوج به دادگاه پیدا نشود
11-در صورتی که پس از گذشت 5سال زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن یا عوارض جسمی دیگر صاحب فرزند نشود
 12-زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت نکند
تحقق یکی از شروط دوازده گانه و اثبات آن در دادگاه زمین می‌تواند با وکالت که از سوی مرد دارد خود شخصاً یا به انتخاب فرد دیگری به عنوان وکیل به دادگاه مراجعه کند و درخواست طلاق دهد
تابلو های ازدواج قسمتی به عنوان سایر شروع نیز قید شده است که علاوه بر این شروط دوازده گانه را که طرفین بخواهند توافق نمایند در این قسمت قید می‌کند البته به شرط اینکه قواعد مربوط به این موارد را رعایت کرده باشند.

توجه کنید بسیاری از افراد نمی دانند که هیچ اجبار قانونی وجود ندارد که آنها تمام شروط را امضا کند و بپذیرند پس یعنی لازم نیست زوجین از یک کنار و پشت سر هم تمامی صفحات قبل شروع شده مربوط به آن را امضا کند می تواند صفحات آن توافق و شروط موافق با آن هستند را امضا کنند.افراد این اختیار را داده است که علاوه بر این شروط ۱۲گانه توافقات دیگری را نیز درج نمایند به همین دلیل در قباله های ازدواج قسمتی تحت عنوان سایر شروط پیش‌بینی شده است پس تا بدینجا مشخص شد زوجین میتواند علاوه بر شود چاپی شروط دیگری را هم قید کنند که در پذیرفتن امضای کلیه شروط کاملا مختار آزاد هستند و هیچ کس نمی تواند آنها را به پذیرش شروط نماید.

البته هر شرطی که طرفین بیاورند به معنی درست بودن اثر قانونی داشتن نیست و به طور کلی زوجین اختیار دارند هر شرطی که مخالف نظم عمومی شرع و اخلاق حسنه نباشد را در سند ازدواج خود قید کند اما ممکن است این شروطی که مطرح نمایند به دلایل مختلف یا باطل و یا حتی باعث باطل شدن خود ازدواج شوند، ابتدا بپردازیم به آن دسته از شروطی که اگر در عقد شوند فقط خودشان باطل و بلااثر است ولی به عقد ازدواج لطمه نمی زند که این موضوع به ۳ علت ممکن است پیش آید:
 1-اگر فردی را قید نمایند که انجام آن غیر ممکن یا غیر مقدور باشد مثلاً شرط شود مرد یک روز دنیا را بگردد یا بدون تجهیزات از ارتفاع بالای بپرد. 2-اگر شرطی که می‌آورند نامشروع باشد مثلاً به موجب قانون و ریاست خانواده به عهده مرد است حالا اگر شود که خانواده را به عهده بگیرند شرط باطل است.
 3-شرطی آورند که انجام آن خالی از فایده باشد یعنی بی‌فایده باشد مثل اینکه شرط شود مرد باید تمام ستون های برق شهر را به شمار آورد!
پس دیدیم که به دلایل فوق ممکن است علیرغم اینکه شرطی در قباله ازدواج آمده و طرفین آن را امضا نمودند از نظر قانون باطل باشد و هیچ اثر حقوقی و قانونی نداشته باشد در مورد مثل این است که انگار از ابتدا اصلاً شرطی قید نشده است
ممکن است مطرح شود که هم خودش است و هم عقد ازدواج را باطل کند البته در مقاله مربوط به بطلان نکاح اشاره کردیم که به جهت حرمت کانون خانواده و اهمیت آن در این موارد بسیار محدود هستند و اثبات شان کار ساده ای نیست
مثلا ممکن است طرفین در ازدواج شرکت کنند علی‌رغم صیغه محرمیت خوانده شده هیچگونه رابطه جنسی نداشته باشد یا خانم الی الابد در مقابل همسرش حجاب کند این چنین شرطی با ذات ازدواج که مهمترین هدف آن حلال کردن و مشروع نمودن نیازهای جنسی در تعارض شدید قرار دارد برای درک بهتر آن به این مثال توجه کنید: در عقد اجاره ای شرط شود علی رغم پرداخت اجاره بها مستاجر حق سکونت و استفاده از منافع خانه را نداشته باشد یا در معامله خرید و فروش اتومبیل شرط شود که این اتومبیل فروخته می‌شود به شرط آنکه خریدار مالک آن نشود! همانطور که می‌بینید این قبیل از شروط کاملاً بازار و فلسفه خود عقل در تعارض هستند و  گویی وجود آنها همه چیز حتی خود را زیر سوال می‌برد که اگر قرار است به شرطی باشد اصلاً چرا باید عقد صورت گیرد!

حالا در این قسمت می خواهیم به مهمترین شروط که می‌توان در قسمت سایر شروط قباله آورد و نحوه نگارش هم بپردازید چنانچه شما هم تمایل به پیش رو داشتید حتماً به طور تمام و کمال شرط را بیاورید چون هر تغییر ممکن است اثرات آن را متفاوت کند
 1حق تحصیل: تحصیل کردن از جمله حقوق اولیه هر فرد است اما در مواردی ممکن است مردی با تکیه بر قدرت قانونی خود تحصیل زن شود و برای اینکه زن بتواند با خیال آسوده تحصیل و پیشرفت نماید شبکه حق تحصیل را بدین شکل در قباله ازدواج قید کنند:
زوج،زوجه  را در ادامه تحصیل تا هر مرحله و مقطع که وی لازم بداند و هر کجا که ایجاد کند مخیر می سازد
2اشتغال: در قانون آمده اگر شغل زن منافاتی با مصالح خانواده یا حیثیت شوهر یا زن داشته باشد مرد میتواند همسر خود را از آن شغل کند و با در نظر گرفتن اینکه هرکس ممکن است برداشت و تفسیر متفاوت و خاصی از این ماده قانونی داشته باشد و نظریه واحدی در توضیح آن وجود ندارد بهتر است که شرط اینگونه در قباله غیب شود:

زوج زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد در هر کجا که شرایط ایجاد کند مخیر می سازد
3وکالت زوجه در صدور جواز خروج از کشور: در قانون گذرنامه از کشور باید اگر زنی متاهل باشد فقط در صورتی که اجازه نامه ی کتبی از همسر خود داشته باشد می‌تواند از کشور خارج شود و این محدودیت ایجاد شده مشکلات را به همراه داشته چرا که مثلاً در شرایطی زن ناگزیر می شود سفر خارجی برود اما چنانچه به همسرش دسترسی نداشته باشد و … دیگر این امکان را نخواهد داشت پس چه مربوطه باید بشود:
زوج به زوجه وکالت بلاعزل می‌دهد که با همه اخیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد مرد از کشور خارج شود طی این مدت ،مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است.
4تنصیف اموال موجود میان زن و شوهر بعداز طلاق: مشابه این شرکت در قبال های ازدواج به عنوان یکی از شروط چاپی آمده ولی دریافت نصف اموال و دارایی مرد مشروط به شرایط شده مثل اینکه باید طلاق از طرف مرد باشد یا طلاق ناشی از سوء رفتار و اخلاق ناشایسته زن و تخلف و از وظایف زناشویی نبوده باشد اگر چنانچه حتی یکی از این موارد در دادگاه ثابت شود دیگر زن استحقاق دریافت نیمی از اموال را نخواهد داشت ساده تر این است که برای عبور از این پیچیدگی شرط زیرقید شود البته توجه داشته باشید بهتر است اگر چنین شرطی قید می‌شود در مورد تکالیف مالی مرد مهریه شرایط منصفانه تری در نظر گرفته شود تا توازن بین حقوقت دوطرف هم برقرار شود با قید این شرط به این شکل:
زوج متعهد می شود هنگام جدایی اعم از آن که به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن یا توافقی ، مرد نیمی از اموال موجود خود را که در طول زندگی مشترک و در مدت ازدواج به دست آورده ام از منقول مثل ماشین یا غیر منقول مثل خانه به زن منتقل کند
5فرزندان بعداز طلاق: درقانون ما آمده مادر در نگهداری از فرزند تا ۷ سالگی اولویت دارد و پس از آن حضانت با پدر است در ماده دیگر آمده اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با است ازدواج کند یا دچار جنون شود حق حضانت با پدر است همانطور که می بینید در این مسئله تبعیضی به لحاظ حق حضانت بین پدر و مادر دیده می شود مثلاً چرا اگر مادر ازدواج مجدد کند صلاحیت خود را در حضانت از دست بدهد اما برای پدر اینگونه نباشد! برای رفع مسئله یا به عبارتی عدم توازن زن و شوهر می توانند این شرط را قید کنند که البته این شرط به چند شکل ممکن است ضمن عقد شود یا ضمن عقد خارج لازم یعنی عقدی که بعد از ازدواج است و از خود لازم می باشند و طرفین متعهد به مفاد آن باشند با قید این عبارت: تجهیزات عقد خارج لازم ای توافق نمودند اولویت در حضانت فرزند یا فرزندان مشترک در صورت طلاق با مادر خواهد بود یا زوج ضمن عقد خارج لازم توافق نمودند حضانت فرزند یا فرزندان مشترک در صورت طلا با هر کدام از والدین خواهد بود که بنا بر مصلحت طفل باشد و تشخیص مصلحت به عهده کارشناس یا داور مرضی الطرفینی خواهد بود یا حتی در ادامه قید کنند پرداخت نفقه طفل که قانونا وظيفه پدر است به تساوي خواهد بود یعنی هر دو در پرداخت سهیم شوند.
وکالت مطلق زوجه در طلاق:6
در قانون ماه طلاق دادن حق مردم است و تنها در موارد خاص و به شرط اثبات شرایطی میتواند درخواست طلاق کند که البته اثبات این شرایط خود پیچیدگی های خاصی دارد و در بسیاری از موارد معمولاً زنان از حقوق خود می‌گذرد تا بتوانند جدا شوند ( عبارت معروف مهرم حلال جانم آزاد) ایشان علاوه بر موارد شروطی که در قانون و هم در قباله ازدواج آمده و با آنها اشاره کردیم میتواند طلاق بگیرد( بواسطه داشتن وکالت از طرف مرد) با این تفاوت که در مورد اول زن باید حتما آن شروط را ثابت کند تا بتواند طلاق بگیرد ولی در مورد این شروط به صورت مطلق و بدون نیاز به اثبات شرایط خاصی میتواند طلاق بگیرد                               

7- حق مسکن:به موجب قانون زن ملزم است در منزلی که مرد تهیه می نماید سکونت یابد اما از آنجا که این موضوع میتواند مسایلی به همراه داشته باشد بهتر است این شرط اینگونه قید شود:

زوج اختیار تعیین مسکن را در هر شهر یا محل را جهت سکونت و منزل مشترک به زوجه واگذار مینماید

شروط ضمن عقد بحث جدیدی نیست و در قانون مدنی مصوب ۱۳۱۳ اشاره شده که طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر آنچه مخالف مقتضای ذات ان نباشد را شرط کند و نیز اشاره شد که در سال ۶۸ شروع به صورت چاپی در قباله های ازدواج قید شود که در صورت تحقق هر یک از این موارد دوازدهم نیز می‌توانست برای طلاق اقدام کند اما همانطور که گفتیم در ستون سایر شرایط زوجین می توانند توافقات دیگری را هم قید کند اما در این مورد رویه یکسان میان سردفتران دفاتر ازدواج وجود نداشت یعنی آنهایی یا چون این شروط اضافی را اصلاً در سند ازدواج صحبت نمی‌کردند یا اگر ثبت می‌کردند ارزش حقوقی خاصی نداشت مثلاً گفتیم مرد میتواند در هنگام عقد به همسر خود اجازه خروج از کشور دهد اما در عمل به قانون گذرنامه صرف اجازه مرد عقبال های ازدواج را برای موضوع قبول نمی‌کرد و تنها وکالت ثبت شده در دفاتر اسناد رسمی را می‌پذیرفت دفاتر ازدواج این وکالت را صرفاً بعد از اثبات رابطه زوجیت و بعد از عقد ازدواج تنظیم و ثبت می کردند.

اتفاقی که در این مسئله پیش آمد این بود که نباید می‌پذیرفت که ابتدا ازدواج ثبت شود و در مرحله بعدی برای تنظیم وکالت نامه با شوهر به دفترخانه برود که در این بین مشکلات گوناگون پیش می آمد مثلا ممکن بود زنی موضوع را بپذیرد اما به دلایل مختلف پس از ثبت عقد مرد به قولش عمل نکند و حاضر به دادن وکالت در دفاتر اسناد رسمی نشود و این گونه زن از حقوق خود محروم می ماند یا به نوعی متضرر می‌شد حتی زوجینی که دچار چنین مشکلاتی هم نمی شوند در این شرایط دچار سرگردانی می شدند.

که بالاخره برای ثبت توافقات خود چه باید بکنند به همین جهت بخشنامه ابتدای امسال تصویب شد که بر اساس آن سردفتران دفاتر ازدواج مکلف شدند تمام توافق و شروط قانونی طرفین را در ستون سایر شروط نیز ثبت کنند و دیگر نمی توانند این مسئله را به دفاتر اسناد رسمی ارجاع دهند و از طرف دیگر هم هماهنگی‌های انجام شد تا سازمان ها و ارگان های مربوطه مثل اداره گذرنامه در مورد زنان متاهل صرفاً اجازه و اذن ثبت شده در قوانین ازدواج را بپذیرند.
اما در نظر داشته باشیم این بخشنامه با هدف کاهش مهریه‌های سنگین تنظیم گردیده یعنی منصفانه‌تر و بهتر است و در مقابل دریافت حقوق خود از دریافت مهریه های سنگین خودداری کنند تا حقوقدان طرف خود بماند

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *